b_150_100_16777215_00_images_745464_706.jpgاولکامیز- دکتر صادق زیباکلام فعال سیاسی و صاحب نظر مسائل سیاسی کشور  در سایت شخصی اش نوشت : توئیتی که بعد از مصاحبه تلویزیونی سه‌شنبه‌شب هفته گذشته آقای رئیس‌جمهور گذاردم مبنی بر اینکه «به نظر می‌رسد ما دو ایران داریم یکی در عالم واقعیت و دومی هم در ذهن آقای روحانی» با واکنش و انتقادات زیادی از سوی کاربران روبه‌رو شد. فصل مشترک بسیاری از آن‌ها هم انتقاد و حمله به بنده بود که «من کی متوجه این دوگانگی در آقای روحانی شدم؟ آیا زمانی که در انتخابات برای ایشان می‌دویدم هم به این نکته واقف بودم؟ یا اینکه این را بعداً کشف کرده‌ام؟» بسیاری هم بنده را متهم می‌کردند که «حالا که مردم را کشانده‌ام پای صندوق و خرم از پل گذشته، دارم روحانی حقیقی را معرفی می‌کنم». برخی هم بنده را متهم به «بلاتکلیفی و تذبذب می‌کردند و اینکه خودم هم نمی‌دانم که نظرم در مورد آقای روحانی چه می‌باشد و منظماً تغییر جهت می‌دهم». در خوش‌بینانه‌ترین حالت متهم شدم به بی‌اطلاعی و عدم شناخت از روحانی واقعی و در بدبینانه‌ترین حالت متهم شدم به سوءاستفاده از اعتماد مردم و بهره‌برداری از اطمینانشان به خودم.

دوستان، عزیزان، یاران!

پایین بودن سطح توسعه‌نیافتگی سیاسی باعث می‌شود تا فرهنگ یا درست‌تر گفته باشم، پاردایم فضای سیاسی حاکم بر جامعه‌مان با ضعف‌ها و کاستی‌های فراوانی روبه‌رو باشد. یکی از این کاستی‌ها و جدی‌ترین آن‌ها ضعف «تفکر انتقادی» است. ما معمولاً اگر از یک جریان فکری، شخصیت، گفتمان یا مرجع سیاسی طرفداری می‌کنیم، می‌بایستی تا به آخر ثناگوی آن بوده و هیچ کاستی و نقطه‌ضعفی را در آن نپذیریم. به‌عنوان‌مثال وضعیتی که در میان بسیاری از طرفداران نظام به چشم می‌خورد به‌جز ستایش، تقدیس و تمجید، کلام دیگری از آنان در خصوص نظام و بسیاری از تصمیمات، سیاست‌ها و عملکردش شنیده نمی‌شود. تمجید و ستایش بی‌چون‌وچرا به‌تدریج بدل شده به بخشی از فرهنگ اجتماعی ما. این رویه فقط در حوزه سیاسی نیست. در تمامی همایش‌ها و نشست‌هایی که معمولاً در بزرگداشت چهره‌ها و شخصیت‌های تاریخی‌مان اعم از شاعر، نویسنده، روحانی، متفکر، دانشگاهی یا هنرمند برگزار می‌کنیم، یکی پس از دیگری سخنرانان صرفاً به مدح و ثنای وی می‌پردازند. تنها نکته‌ای که در آن یکی دو روز همایش از سوی سخنرانان مطرح نمی‌شود نقد آراء و اندیشه‌های وی می‌باشد. کانه هرچه او گفته یا سروده، نوشته یا باور داشته حقیقت مطلق می‌بوده و هیچ انتقادی نمی‌توان به آن‌ها وارد دانست و فقط می‌بایستی آن ‌چهره تاریخی را مورد ستایش و تعریف و تمجید قرار داد.

 یک بعد دیگر «فرهنگ تقدیس» آن است که اگر ما از یک چهره یا شخصیت سیاسی طرفداری نماییم، می‌بایستی چشمان خود را بر روی کاستی‌های وی فروبندیم و به‌جز ستایش و تمجید نکته دیگری در وی نبینیم. صادق زیباکلام در جریان انتخابات از آقای روحانی حمایت می‌کرد. جدای از حمایت، شهر به شهر می‌رفت و در جریان سخنرانی‌هایش مردم را تشویق و ترغیب می‌کرد که به وی رأی بدهند. حسب فرهنگِ غالب، صادق زیباکلام می‌بایستی این تأیید از روحانی را تا به آخر ادامه داده و به‌جز تقدیس و تکریم و طرفداری از آقای روحانی چیز دیگری بروز ندهد. لاجرم هرچه ایشان می‌کند را می‌بایستی تأیید نموده و اگر غیرازاین کند و احیاناً اینجاوآنجا بر سر این موضع‌گیری یا آن یکی، از او انتقاد نماید، متهم می‌شود به «دورویی»، «فرصت‌طلبی»، «حزب باد»، «صادق نبودن با مردم» و...

نه دوستان عزیز، من چه در اردیبهشت‌ماه که شبانه‌‌روز برای آقای روحانی می‌دویدم، نگاهم به ایشان به‌هیچ‌روی صرفاً تقدیس و تمجید و تعظیم و تکریم به ساحت مقدسشان نبود و چه امروز. من نه در دوران انتخابات او را مُراد، مرشد، قطب و بت می‌دانستم و نه امروز. بارها و بارها در سخنرانی‌هایم بالأخص در دانشگاه‌ها می‌گفتم که روحانی نه نلسون ماندلاست، نه ماهاتما گاندی، نه محمد مصدق، نه مهدی بازرگان، نه سید محمد خاتمی و نه حتی اکبر هاشمی رفسنجانی.

درعین‌حال ایشان (از نظر بنده) یک سر و گردن بالاتر از جناب سید ابراهیم رئیسی یا آقای قالیباف می‌ایستاد؛ می‌گفتم صدر و ذیل ستاد جناب رئیسی مملو از احمدی‌نژادی‌هاست و درنتیجه اگر ایشان در انتخابات پیروز می‌شدند(که برای اصولگرایان به‌هیچ‌روی دور از ذهن نمی‌بود) احمدی‌نژادی‌ها مجدداً بر قوه مجریه مسلط می‌شدند و بلایی که در فاصله ۹۲-۸۴ اصولگرایان بر سر مملکت آوردند مجدداً تکرار خواهد شد. هنوز هم به آن باور با تمام وجود اعتقاد دارم و اگر زمان، هزار بار دیگر هم به عقب بازگردد، من همچنان در برابر احمدی‌نژادیسم از آقای روحانی حمایت می‌کنم.

ثانیاً، بنده هرگز در جریان انتخابات نگفتم که اگر آقای روحانی انتخاب شوند شاهد ورود بانوان، کردها، اهل سنت و اصلاح‌طلبان به نظام اجرایی کشور خواهیم بود. حتی اگر این‌ها شدنی هم می‌بودند و ایشان با اعتراض و مخالفت جدی اصولگرایان در انتخاب وزرای زن یا اهل سنت روبه‌رو نمی‌شدند(که غیرممکن بود این اتفاق نیفتاد) خیلی معلوم نبود که اساساً خود آقای روحانی اعتقاد جدی به داشتن وزیر کرد، سنی مذهب یا حتی زنان می‌داشت.

می‌رسیم به موضوع مهم اصلی یا همان تفکر انتقادی. طبیعی هست که در فرهنگِ سیاسی اجتماعیِ رایج ما که تقدیس و تمجید از حاکمان و چهره‌های تاریخی‌مان سکه رایج است، تفکر انتقادی چندان جایگاهی ندارد؛ اما دوستان! یکی از مؤثرترین ابزار پیشرفت و توسعه سیاسی نقد حکومت است. کمترین فایده نقد آن است که حکومت را از یکسو متوجه ضعف‌ها و خطاهایش می‌نماید و از سویی دیگر مانع از آن می‌شود که حکومت جایگاهی رفیع و عاری از هرگونه خبط و خطا برای خود قائل شده و خود را مصون از اشتباه تصور نماید. بعلاوه به حکومت یادآوری می‌نماید که افزون بر آنچه انجام داده، هنوز توقعات و انتظارات دیگری از وی می‌رود. به همین خاطر رویکرد بنده از ابتدای ریاست جمهوری آقای روحانی در سال۹۲ تا به امروز حمایتی منتقدانه بوده. هم «تمام‌قد» از ایشان حمایت کرده‌ام و هم درعین‌حال خیلی جدی منتقدشان بوده‌ام.

 بنده معتقدم این روش خیلی هم بی‌نتیجه نبوده. بگذارید به همان مصاحبه سه‌شنبه‌شب ایشان دقیق‌تر بنگریم. یکی از موضوعات مهم در آن گفتگو پرداختن به موضوع غیبت زنان، اهل سنت و کردها بود. این درست است که آقای رئیس‌جمهور هیچ توضیح و توجیه قانع‌کننده‌ای پیرامون عدم حضور آنان در کابینه‌شان نتوانستند ارائه دهند، اما این‌همه داستان نبود. نفس اینکه برای نخستین‌بار یک رئیس‌جمهور در ایران اسلامی مجبور شده بود که در مقام رفع‌ورجوع کردن غیبت زنان، اهل‌سنت و کردها برآید پیشرفت بزرگی می‌بود. مهم نبود که توجیه و توضیح آقای روحانی چه می‌بود، مهم آن بود که این انتظار(که زنان، اهل سنت و کردها می‌بایستی در سطوح بالای نظام مدیریتی کشور حضور داشته باشند) بدل به یک مطالبه جدی سیاسی و اجتماعی درآمده. به‌نحوی‌که فرد دوم نظام مجبور می‌شود در نخستین صحبتش با مردم بعد از پیروزی‌اش به آن اشاره نماید. آیا یک دهه پیش هم رئیس‌جمهور خود را مجبور می‌دید که در خصوص عدم راه‌یابی زنان، اهل سنت و کردها به مردم توضیح دهد؟ فی‌الواقع یک دهه پیش که جای خود دارد، آقای روحانی حتی چهار سال پیش که در چنین روزهایی نخستین دولتشان را برگزیده بودند هم به‌هیچ‌روی مجبور نبودند به مردم توضیح دهند که چرا زنان، اهل سنت یا کردها در دولتشان غائب‌اند؟

 چند روز بعد از پیروزی آقای روحانی بنده نامه سرگشاده‌ای در این فقره به محضرشان ایفاد داشتم و موضوع حضور بانوان، اهل سنت و کردها در کابینه‌شان را مطرح ساختم. طرح موضوع بانوان البته به‌هیچ‌روی سخن جدیدی نبود. مدت‌ها می‌شود که تبعیض علیه زنان در نظام مدیریتی کشور مطرح شده است؛ اما طرح موضوع حضور اهل سنت و کردها در کابینه یقیناً خیلی موضوع قدیمی نبود. به‌جز عده‌ای که سعی کردند به بهانه «شایسته‌سالاری» بااصل موضوع مخالفت ورزیدند، هیچ مخالفت دیگری با آن صورت نگرفت. صدالبته که بنده نه انتظار داشتم که آقای روحانی اهل سنت یا کردها را وارد دولتشان بنمایند و نه آن را اساساً شدنی می‌پندارم. وقتی کردها، ترک‌ها یا اعراب نمی‌توانند یک مهدکودک به زبان خودشان داشته باشند، یا اهل سنت اجازه ندارند یک مسجد در پایتخت کشور داشته باشند، انتظار وزیر سنی یا کرد یک خواب‌وخیال بیش نیست؛ اما به قول مارتین لوترکینگ رهبر مبارزات سیاه‌پوستان آمریکا علیه تبعیض نژادی اتفاقاً می‌توان چنین «رؤیایی» را در سر داشت. نفس اینکه رئیس‌جمهور مجبور می‌شود به نبود وزرای سنی یا کرد در کابینه‌اش اشاره نماید، اتفاقاً آغاز تحقق همان رویای مارتین لوترکینگ است. این انتظار که کردها، اهل سنت و زنان می‌بایستی در بالاترین رکن نظام حضور داشته باشند، حالا دیگر به صورت یک مطالبه درآمده و دیگر یک خواسته فانتزی روشنفکران نیست بلکه به صورت یک خواسته و یک مطالبه جدی درآمده. این یعنی پیشرفت.

وقتی نزدیک به ۴۰سال پیش که نخستین نهاد حاکمیتی وابسته به انقلاب یعنی شورای انقلاب تشکیل شد، هیچ‌کس نگفت که چرا زنان، اهل سنت یا کردها در آن عضویت ندارند؟ حتی زمانی که نخستین دولت بعد از انقلاب یعنی دولت موقت به زعامت مرحوم مهندس مهدی بازرگان تشکیل شد، هیچ‌کس اعتراضی نکرد که چرا یک زن، یک کرد یا اهل سنت در آن نیست؟ در دولت‌های بعدی هم هیچ‌وقت چنین اعتراض یا درست‌تر گفته باشیم «مطالبه‌ای»وجود نداشت. دلیل آن‌هم واضح است چون انتظارش نبود؛ یا هنوز به وجود نیامده بود؛ اما امروز آقای روحانی مجبور است که به‌واسطه اینکه زنان، اهل سنت یا کردها را به کابینه‌اش دعوت نکرده حالت تدافعی به خود بگیرد. شک نکنید که این آغاز راه است. همین‌که رئیس‌جمهور مجبور می‌شود تا از نبود زنان، اهل سنت و کردها به دفاع برخاسته و به‌نوعی آن را «توجیه» نماید، به معنای آن است که دست‌کم بخشی از نظام این پیام را گرفته که حضور زنان، کردها و اهل سنت در مدیریت اجرایی کشور امروز به‌صورت یک خواسته و یک مطالبه ملی درآمده.

دوستان، عزیزان و همه آنانی که بنده را به‌واسطه توئیت مصاحبه سه‌شنبه‌شب آقای روحانی متهم ساخته بودید به دورویی و فریب رأی‌دهندگان، راه دموکراسی در کشور ما صعب‌العبور است. صادق زیباکلام باید به روحانی بنویسد که کردها، اهل سنت و زنان فراموش نشوند تا حضور آنان رفته‌رفته به‌صورت یک مطالبه سیاسی درآید. صادق زیباکلام باید از روحانی انتقاد کند که ایرانی که شما از آن در گفتگوی زنده تلویزیونی‌تان صحبت می‌کردید بیشتر انسان را به یاد نروژ، فنلاند یا سوئیس می‌انداخت که مهم‌ترین دغدغه شهروندانشان آن است که برای تعطیلات سالیانه‌شان به کجا بروند تا ایران جمهوری اسلامی که از محیط‌زیستش در بحران است تا آبش تا آلودگی هوایش تا از بین رفتن دریاچه ارومیه‌اش تا جنگل‌ها و تالاب انزلی‌اش تا 7میلیون بیکارش تا رکود کمر‌شکن اقتصادی‌اش تا دشمنی‌اش با همسایگانش تا ناامیدی جوانانش از آینده‌شان و صف‌های طولانی شهروندانش در برابر سفارتخانه‌های کشورهای غربی مهاجرپذیر تا روند روزافزون اعتیاد، افسردگی، طلاق و...

نه دوستان به‌جز حمایت تمام‌قد از روحانی از یکسو و انتقاد تلخ و گزنده از وی از سویی دیگر، چاره دیگری برای پیشرفت دموکراسی در کشورمان نداریم. درعین‌حال به‌جز دموکراسی هم انتخاب و آینده دیگری نداریم.


ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.

یادداشت

IMAGE ای مهربانترین همدم من

اولکامیز- دلتنگم،دلتنگ لبخندهای شیرینت،دلتنگ دست های پیرت. دلتنگ آن روزها،که بودی،دلم بدجور هوای تو دارد. ادامه مطلب ..
IMAGE نوشته یک نوجوان ترکمن در باره جام جهانی

اولکامیز- 184 روز باقیست تا شروع بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان یعنی " #جام جهانی"‌ .  به شروع جام جهانی روز به روز نزدیک میشویم و همه ی تیم ها در تکاپوی برنامه ریزی و هماهنگی تیم خود برای حضوری... ادامه مطلب ..
IMAGE قصه ی مادبزرگم

اولکامیز- مادر پدر من ان موقع که من نبودم وحتی از ان هم دیرینه زمانی که پدرم بسیار کوچک بوده از دنیا رفته است ادامه مطلب ..
IMAGE وحدت اسلامی از زاویه ای دیگر

 اولکامیز- گفتاری از امان محمد خوجملی* : کشور ما از فِرق، اقوام و مذاهب گوناگونی تشکیل شده است که در جای جای ایران بزرگ زندگی می کنند. اتفاقاً زندگی آرام و دوستانه و برادرانه هم با یکدیگر دارند... ادامه مطلب ..
IMAGE یادداشت "مدیرعامل خانه کتاب ایران" در پی درگذشت مدیر "کتابفروشی قابوس"

📝 "مجيد غلامی جليسه" مدیرعامل خانه کتاب ایران در یادداشتی درگذشت "مراد دردی قاضی" مدير كتابفروشی قابوس گنبدکاووس و از پیشکسوتان نشر فرهنگ و ادب ترکمن را تسلیت گفت. متن این یادداشت را در ادامه... ادامه مطلب ..
IMAGE اختلاف اسلوب اندیشه در گفتار و نوشتار

اولکامیز - کامبیز قجقی نژاد: این قرآن افراد بشر را به بهترین راه هدایت می کند. علم نیز قلب انسان را گشاده می گرداند البته علمی که توام با حکمت قرآنی باشد. ادامه مطلب ..
IMAGE ابتذال سیاست در ورزش

اولکامیز- امان محمد خوجملی : نارکارآمدی سیاست درخودِ سیاست به خاطر انتصابات و انحصاراتی که در آن وجود دارد دقیقاً مشخص نمی شود. چون همه چیز را نمی شود دقیقاً با دیگر کشورها با بیان مصداقهای آن... ادامه مطلب ..
IMAGE نویسنده‌ی بزرگ برایان آلدیس

نشریه صحرا - نویسنده: دکتر یوسف آزمون / ترجمه از ترکمنی به فارسی توسط آنادردی عنصری : (نوشته زیر به مناسبت درگذشت برایان آلدیس شاعر و رمان نویس مشهور انگلستان به رشته تحریر درآمده است. ادامه مطلب ..
IMAGE خودزنی و گل به خودی گرگان فردا

اولکامیز- انتصاب هیوه چی به فرمانداری بندرترکمن با تندترین حملات گرگان فردا مواجه شد. به گونه ای که با مطلب" ضعبف ترین انتصاب " به تخریب هیوه چی و نورقلی پور پرداخت. این رفتار عجیب حیرت فعالین را... ادامه مطلب ..
IMAGE گفتگو با دکتر رادگهر / زندگی امید است و بس

  اولکامیز- دکتر نورلی رادگهر یکی از پزشکان حاذق و قدیمی ترکمن صحراست. این پزشک فرهنگدوست بیش از چهل سال است که به واسطه شغل طبابت به همنوعانش خدمت می کند. ادامه مطلب ..
IMAGE چرا نمایشگاههای مطبوعات در گنبد کتابهای نازل عرضه می کنند؟

اولکامیز – حاج قوجق قلی آق: با این که شهرستان گنبد کاووس استقبال کنندگان بالایی دارد و در کتابخوانی در رده ی بالایی قرار دارد متولیان متاسفانه کم تحرک هستند. ادامه مطلب ..
IMAGE راز سکوت اصولگرایان

فرارو- درحالی که این روزها محمود احمدی نژاد و اطرافیانشان مشغول حمله به قوه قضائیه هستند و مداوم تلاش می‌کنند زمین و بازی را گسترش دهند و دیگر مسئولان نظام را وارد ماجرا کنند، رسانه‌ها و... ادامه مطلب ..
IMAGE گدایان میلیونر گنبدی

اولکامیز- امان محمد خوجملی : گدایی یا تکدی گری یا تقاضای کمک از دیگران یک امر تازه و جدید نیست که از قدیم الایام کم و بیش بوده است. اما گدا هم گدایان قدیمی بود. ادامه مطلب ..
IMAGE از رنجى كه ميبريم

اولکامیز - در کانال فردای بهتر از عليرضا شيرى این یادداشت سیاسی ورزشی را می خوانیم : نشسته ام باخت علیرضا کریمی را در کشتی جهانی میبینم و اینکه برای روبرو نشدن با حریف اسرائیلی در دور بعدی مربیش... ادامه مطلب ..
IMAGE آبشار باللی قایه

اولکامیز- آبشار باللی قایه درجنوب و در 20 کیلو متری شهر مرزی مراوه تپه واقع شده است. ادامه مطلب ..
IMAGE وحدت واقعی

اولکامیز- تحلیلی از امان محمد خوجملی*  : مراسم مذهبی امام حسین علیه السلام هر سال چه در روزهای عاشورا و تاشوعا و چه در اربعین هر چه باشکوهتر برگزار می شود. چندسال است به آن راهپیمایی هم افزوده... ادامه مطلب ..
IMAGE چرا عبرت نمی گیریم؟

اولکامیز- امان محمد خوجملی : آیا این حق مردم ایران است که از یک سوراخ صد بار گزیده شوند؟ آیا این بدین معنا نیست که ما در تربیت فرهنگی انسانها موفق نبوده ایم؟ صرف فنی به بار آمدن مهندسان و پزشکان... ادامه مطلب ..
IMAGE سخنی با برخی از مسئولین

اولکامیز- عجب زمانه ای شده است.هیچ کدام از ما جای خودمان نیستیم.دوست داریم سر از کار همه کس در بیاوریم.تا دستمان بجایی بند شد همه تلاش خود را برای نمایش خود بهر صورتی ولو شده با تبلیغات و یا قدرت... ادامه مطلب ..
IMAGE چرا باید خیراندیش هم باشیم؟

 اولکامیز- دراین عالم هستی برای انسان  بطریق اجتماعی زیستن وطبق کارحلال امرارمعاش نمودن بدون شک وشبهه به نفع  بشریت محسوب می شود۰ همچنین داشتن اتحادپایدار ومقاومت دربرابر برخی نارسایی هابه... ادامه مطلب ..
IMAGE بیایید خود بحران نباشیم!

عصر ایران، نورالله نصرتی- واقعه دلخراش دیگری به وقوع پیوسته؛ تن ایران عزیزمان دوباره از زلزله ای مهیب لرزیده؛ چه دلها که شکسته؛ چه چشمها که چشمه اشک شان خشکیده؛ چه دلهای مهربان که در سراسر این... ادامه مطلب ..
IMAGE چپ علیه چپ‌روی

کارگزاران - محمد قوچانی : چرا بهزاد نبوی همچنان از حسن روحانی حمایت می‌کند؟ پیرمرد با قامتی خمیده از رنج حبس شش ساله و تجربه‌ی یک عمر زندگی انقلابی و از آن مهم‌تر؛ تفکر انقلابی این روزها به... ادامه مطلب ..
IMAGE سخنی با زمین

اولکامیز- دلنوشته عبدالکریم قزل*: امروز صدای تیشه از بیستون نیامدشاید به زیر آوار فرهاد رفته باشد ادامه مطلب ..
IMAGE پایان تلخ

اولکامیز- وحید دلیجه : یکی از معما هایی که جواب آن بی پاسخ مانده یا همیشه ابهام برانگیز است و همیشه هم خواهد بود، خود کشی است.  ادامه مطلب ..
IMAGE راز توسعه ژاپن، کره جنوبی و مالزی

 عصر ایران؛ جعفر محمدی* - در یک ماه اخیر، فرصتی دست داد تا سفرهایی به ژاپن، کره جنوبی و مالزی داشته باشم؛ کشورهایی که هر گاه سخن از توسعه ایران گفته می شود، نامی از آنها نیز به میان می آید: زمانی... ادامه مطلب ..
IMAGE ظروف یک بار مصرف و تهدید محیط زیست

اولکامیز- یادداشتی از امان محمد خوجملی: پیشرف علم،صنعت و تکنولوژی و فناوری فرصتهای مناسبی را در اختیار انسانها قرار داده است. درسایه این پیشرفت هاست که انسانها اشتهای فزاینده ای به مصرف پیدا... ادامه مطلب ..

اخبار

آخرین نظرات

انشالله سدار آزمون ایران را بهتر بگم ترکمن صحرا را در جهان برازنده میکند انشالله .
دوست عزیز و گرامی فرهاد قاضی در غم و اندوه خود بنده را شریک بدانید.
در کدام مورد بفکر مردم بودند آیا تا حالا دیدید چیزی را تصویب کنند به نفع مردم باشد اونم مردمی که ماه...
تبریک میگویم انشالله موفق باشد مثل اینکه اولین زن شهردار زن درایران هستش ها ؟ حتما موفق خوهند شد .
قاتل مهران و عدنان باید سنگسار شود
این قاتل کثیف باید به دست مردم سپرده شود تا خودشان مجازاتش کنند
...
باسلام وباتشكرازنويسنده متن ، بنظرم اجتهادشجاعانه موردنظرنويسنده مقابل اجتهادعرفي فقط من يا گروه ما ...
اگر به این آقایان باشد ، ایده آل و خواست قلبیشان هست ، اصل 15 قانون اساسی ، حتی در بکارگیری پیشخدمت ...
من نمی دانم ، چه اصراری است که فرقه های مختلف به وحدت و اتحاد برسند؟!در هر کشوری هر شهروندی باید آزا...
خب مدیرن دیگه تازه معاونین خودراهم میبرند وقتی ارباب ورجوع به ادارشون بره کسی نیست جواب ارباب رجوع ر...
آره والا . وقتی یه فروشنده را میگیرند در همان لحظه با پول آزاد میشه !! مشخصه که فروشنده زیاد میشه ال...

آمار بازدید

تبلیغات در اولکامیز
09119738028
09111753677

تبلیغات هزینه نیست. سرمایه گذاری است.